ا
کلام مولا
می گویند کسی از اطرافیان مولا علی (ع) گریخت و به دستگاه معاویه پیوست. حکومتیان معاویه با شادی تمام از او استقبال کردند و پیشنهاد کردند که فلان روز مردم را به مسجد بزرگ شهر فرا می خوانیم، تو بیا و از بدی ها و ظلم علی با آنان سخن بگو.. مرد گفت : عجب انسانهای نادانی هستید! آنچه در علی باعث شد از او بگریزم و به شما بپیوندم عدل علی بود که آن را تاب نیاوردم! ا
من از نوجوانی مبهوت عمق کلام علی (ع) بودم. هر قدر بیشتر از او می خواندم (بطور خاص در دعای کمیل)، بیشتر به این باور می رسیدم که علی بسیار فراتر از زمان خود می زیست و اینکه خداوند، در چشم او موجودی بود که شناخت علی گونه او برایم به شیرین ترین آرزوها بدل می شد. اگر بخواهیم به مصادیق این نگرش بپردازیم، بحمدا.. موارد فراوانند. ولی با توجه به حوصله این مجال، اشاراتی می کنم به فراز هایی از دعای کمیل. ا
وَ سَکَنْتُ إِلَى قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَ مَنِّکَ عَلَیَ
یکی از دام هایی که ما مدعیان ایمان به خدا راحت در آن می افتیم، دلخوشی به مقاطع کوتاهی است که در آن سعی کرده ایم آنگونه که خدا می پسندد باشیم و چه بسی مورد لطف خداوند قرار گرفته ایم. ولیکن این مورد لطف قرار گرفتن باعث شده که همواره خود را انسانی خاص بدانیم و فراموش کنیم که لازم است در راه سیر الی ا... با پشتکار قدم برداریم.ا
این، بلایی است که بسیاری از ما ندانسته گرفتار آنیم و لازم است برای رهایی از آن، با استعانت از خود خدا، حال امروز خود را ارزیابی و پیش از موعظه و اصلاح دیگران، در اصلاح خود بکوشیم. ا
وَ کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ
یکی از دلایلی که گامهای ما انسانها را در حرکت در صراط مستقیم سست می کند، بازخوردهای مثبتی است که از ناحیه سایرین به ما می رسد و چه زیبا می گوید علی که خدایا، از من چه محاسنی را در نظر خلق آوردی که به راستی لایق آن نبودم. لذا لازم است تعریف دیگران از ما باعث نشود که خود نیز باور کنیم نقصی در کارمان نیست و نیازی به اصلاح نداریم. گرفتار شدن به این باور،آغاز انحطاط است و باید هوشیار بود و با احساس رضایت بی دلیل از تعاریفی که از خود می شنویم، از سعی در اصلاح خود باز نمانیم. ا
وَ کُلَّ سَیِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْکِرَامَ الْکَاتِبِینَ الَّذِینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا یَکُونُ مِنِّیوَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوَارِحِی وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُمْ
چه اشاره ظریف و زیبایی دارد علی به بدیهایی از ما انسانها که خداوند ملائک مقرب خود را مامور ثبت و ضبط آنها کرده و خود نیز از ورای آنها مراقب ماست و شاهد آن بخش از پلیدی های ماست که از دید آن ملائک بدور است! ا
خب چرا بعضی از پلشتی های ما آدمها از دید کرام الکاتبین هم مخفی است؟ علی توضیح می دهد: وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ! آری خدایا، تو اراده فرمودی که آبروی ما بیشتر از این نزد ملائکه ات نریزد و برخی از پلید ترین افعال ما را حتی از دید آنها از سر رحمتت مخفی و از سر فضلت پوشیده داشتی. ا
و چه زیرک است علی در مصاحبت با معشوق، بعد از اینکه هرچه به فکرش می رسد از او می خواهد، اضافه می کند: وَ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ یعنی با من آن کن که شایسته خدایی توست نه آنچه شایسته بنده ای ناتوان است!. خوب متوجه است که در جایگاه یک بنده، انسان نمیتواند بهترینها را بشناسد و بخواهد. درست مثل اینکه به کودکی خردسال بگویی هرچه دلت میخواهد بگو تا فراهم کنم و او بگوید 1000 تا شکلات می خواهم. ا
به خود خدا عمیق است کلام علی اگر در آن نیک بنگریم. ا
خواندن دقیق و توام با وسواس دعای کمیل را به همه دوستان توصیه می کنم. ا
موید باشید ان شا ا.. ا